السيد الخميني
314
ديوان امام ( فارسى )
شاعر اگر سعدى شيرازى است * بافتههاى من و تو بازى است * در غم دورى رويش همه در تابوتبند * همهء ذرّات جهان در پى او در طلبند * حاصل عمرْ صرف شد ، در طلب وصال تو * با همه سعى اگر به خود - ره ندهى ، چه حاصِلم ؟ ! * پيوستهتر از ابروى تو يافت نگردد * مشكينترى از گيسوى تو يافت نگردد آشفتهتر از حال منِ زار نباشد * بُلبل از دورى گل ناله و افغان بكند * از باد بهار بوى دلدار آمد